السيد موسى الشبيري الزنجاني
6967
كتاب النكاح ( فارسى )
الجائز » استفاده مىشود به اين معنا كه زن قرائتى را غير از قرائتهاى هفتگانه - كه به نظر اهل سنت اين هفت قرائت بالتواتر رسيده است ولى به نظر ما فقط جواز قرائت به هر يك از آنها بالتواتر رسيده است - درخواست نمايد ، اجابت چنين درخواستى لزومى ندارد چرا كه مهرى كه در عقد تعيين شده است شامل چنين قرائتى و مصداقى نمىشود ، چون تعبير به قرائت انصراف به قرائات جائزه دارد و در اختيار هر قرائتى زوج آزاد است . البته اگر مثل زمان حاضر خواندن قرآن به يك قرائت خاص ( قرائتى كه در دست همه است ) انصراف داشت ، آن نوع خاص متعين است . 4 - احتمال اقوى به نظر مىرسد كه مراد « غير السورة المعينة فى العقد » است ؛ چرا كه اولًا در اوائل عبارت داشت كه « فلو اصدقها تعليم سورة وجب تعيينها » و ثانيا - كه البته عمده قرينه همين است - با توجه به اينكه نظر محقق در كتاب « شرايع » تحرير و جمعآورى فروع مختلفى بوده است كه در كتب شيخ طوسى به طور پراكنده آمده بوده است ، پس در اين فرع هم بايد نظرش به يكى از عبارتهاى شيخ باشد و با مراجعه به عبارات شيخ مىبينيم كه مرحوم شيخ در « مبسوط » همين معنا را مطرح كرده است كه « اگر سورهاى تعيين شد و زوجه تعليم سوره ديگرى را مطالبه كرد ، اجابت درخواست او بر زوج لزومى ندارد » . مقصود تعليم روخوانى است نه حفظ : با توجه به اينكه در زمانى كه اين روايت سهل ساعدى و مانند آن در بين روات از ائمه عليهم السلام رد و بدل مىشده است ، تعداد باسوادها زياد شده بوده است و خود تعليم هم مثل تعليم كودكان ظهور در تعليم روخوانى قرآن دارد ، در اين عبارات هم ظاهرا مقصود همان تعليم به معناى ياد دادن روخوانى است نه حفظ . نكته : چون ثواب قرائت سوره قرآن با هم زياد تفاوت دارد ، لذا در خصوص قرآن ، بايد سوره را تعيين كنند و اينكه كلى بگويند و سپس بگوييم نظير خادم و دار